آتشفشان های ایران

از آنجاییکه، پومیس و پوکه های معدنی وابسته به سنگ های پیروکلاستیک جوان هستند. با این که سنگ های پیروکلاستیک جوان در ایران برونزد گسترده دارند ولی انباشتگی‌های شناخته شده پومیس و پوکه‌های معدنی در ایران بسیار ناچیزند. انباشتگی‌های انگشت شمار شناخته شده و مهم نیز چندان مطالعه و بررسی نشده‌اند.همه انباشتگی‌های شناخته شده یا نشده پومیس و پوکه های معدنی ایران در پیرامون گنبدها و کراترهای آتشفشان های نئوژن-کوارترنر و یا کواترنر جای دارند. از این رو در این نوشتار، برای تشریح انباشته های شناخته شده پومیس و پوکه های معدنی و همچنین برای شناساندن جایگاه انباشته های ناشناخته احتمالی، آتشفشان  های نئوژن-کواترنر و کواترنر ایران تشریح خواهد شد، در این راستا، گسترش، تحول سنگ شناختی ترکیب شیمیایی، چگونگی فوران آنها برشمرده خواهد شد و برخی از پوکه های معدنی وابسته به آنها شرح داده می شود.

آتش فشان های نئوژن، کواترنر در ایران

مهم ترین مناطق آتش فشانی نئوژن-کواترنر و کواترنر در ایران به شکل زیر دسته بندی می شود:1-                  منطقه دماوند، آتش فشان دماوند در البرز مرکزی2-                  منطقه سهند (جنوب تبریز، شمال مراغه، شرق دریاچه ارومیه)، آتش فشانی سهند3-                  منطقه سبلان، آتش فشان سبلان4-                  منطقه سیستان وبلوچستان (شمال جازموریان)، محور تفتان-بزمان، کوه شاهسواران5-                  مناطق آتش فشانی قروه – بیجار6-                  مناطق آتش فشانی تکاب-قره آقاج7-                  مناطق آتش فشانی جنوب خاوری کرمان، کراترهای آتش فشانی پیرامون قلعه حسنعلی، قلعه حیدر و توتک و آتش فشان کوه مزاحم8-                  مناطق آتش فشانی ساوه، آتش فشان دهکده خلیفه کندی9-                  منطقه ماکو، آتش فشان آرارات.گفتنی است که فزون بر پومیس و پوکه های معدنی که در بیشتر موارد در وابستگی با مناطق آتش فشانی یاد شده هستند، در ایران مناطق فراوانی یافت می شود که توف های شیشه ای اسیدی، ایگنیمبریت و دیگر سنگ های پیروکلاستیک اسیدی (با سن ترسیر) که دارای مقدار شایان ملاحظه ای مواد آمورف به ویژه سیلیس آمورف هستند، گزارش شده است.سنگ های اخیر گاهی می توانند از نظر کاربردی جانشین پومیس و پوکه های معدنی شرایط (بطور مثال، مصالح ساختمانی). 

آتش فشان دماوند

موقعیت جغرافیایی و شرایط آتشفشان دماوند بدین شرح است:مخروط آتش فشان دماوند در خاور تهران و 60 کیلومتری (فاصله هوائی) آن دارای مختصات 52 درجه و 60 دقیقه و 24 ثانیه طول خاوری 35 درجه و 57 دقیقه و 0 ثانیه عرض شمالی است. نزدیکترین شهرها به مخروط آتش فشان دماوند به ترتیب عبارتند از ا: رینه (در دامنه جنوبی)، پلور، دماوند، فیروزکوه (در خاور آن).گسترش گدازه و مواد آذرآواری دماوند به 400 کیلومتر مربع می رسد که محدوده ای به طول 52 درجه و 18 دقیقه تا 51 درجه و 59 دقیقه و عرض 36 درجه و 4 دقیقه و 30 ثانیه تا 35 درجه و 48 دقیقه و 38 ثانیه را می پوشاند. ارتفاع قله آتش فشانی دماوند از سطح دریا 5610 متر است. دو مسیر برای صعود به قله وجود دارد، یکی مسیر جنوب خاوری که به نسبت مسیر آسانی است و دیگری در جهت شمالی است که صعود از طریق آن بسیار مشکل و خطرناک است. چند پناهگاه برای صعود کوهنوردان در این مسیرها برپا شده است که بالاترین آنها در ارتفاع 5000 متری جای دارد، زمستان های منطقه دماوند بسیار سرد، همراه با یخبندان و تابستان های آن معتدل است. در بیشتر ماه های سال، قله آتش فشان دماوند پوشیده از برف است. مناسب ترین ماه برای صعود به قله، مرداد ماه است. بخشی از سفیدی قله دماوند که در مرداد ماه قابل مشاهده است متعلق به گوگردهای متصاعد شده از دهانه مخروط است.

موقعیت ساختاری دماوند

مخروط آتش فشان دماوند در خاور البرز مرکزی جای دارد. چنانچه البرز باختر ی و خاوری امتداد داده شوند ، در محل دماوند این دو راستا از هم دور می شوند ، رشته کوه های البرز در پیکر کمان، از علی اباد گرگان تا آستارا، به گرد دریای خزر کشیده شده است. به عقیده اشتولکین دو کوهزایی مهم آسینستیک (در پرکامبرین) و آلپین(در مزوزوئیک و سنوزوئیک)ساختمان البرز زا پدید آورده اند. بازپسین حرکات کوهزائی البرز در پلیوسن –پلئیستوسن رخ داده است. این حرکات موجب گسل خوردگی ها، روراندگی های ملایم و مرتفع شده البرز شده است.آتش فشان دماوند وابسته به ولکانیسمی است که در طی کواترنر در البرز مرکزی رخ داده است. همه ساخت های تکتونیکی از ان شمار گسله ها، تراست ها، چین های البرز مرکزی رخ داده که در منطقه دماوند، بهنگام رسیدن محدوده گدازه ها ناپیدا می شوند. 

ریخت شناسی مخروط و گسترش گدازه های دماوند

آتش فشان دماوند در پیکر مخروطی نامتقارن است که در بخش جنوب باختری آن گدازه ها گسترش بیشتری دارند.در شمال فرورفتگی نونال، گدازه دندانه های رأس کوه ساردویچ را می سازند. گسترش این گدازه ها که در روند خاوری-باختری است در ازای انها به 11 کیلومتر می رسد وابسته به گدازه های دماوند نیستند. درکوه هاره که دره نونال در سمت باختر به آن پایان می پذیرد گدازه های ساردویچ دیده می شود که در پیوند با گدازه های دماوند هستند (آلن باخ 1966) گدازه های ساردویچ کهن تر از گدازه های فرورفتگی نونال ،نزدیکی های حاجی دلا، است (آلن باخ 1966) گدازه هایی پیرامون کرف و نینه و همچنین گدازه هایی در پیرامون رینه و آبگرم یافت می شوند که کهنتر از گدازه های دماوند هستند (بنابر نقشه زمین شناسی-دروا، بو)گدازه های کوه هاره و ساردویچ بطور کامل خطی نیستند بلکه گسترش سطحی دارند(آلن باخ 1966)در شمال کوه هاره گدازه هایی یافت می شوند که کهن تر از گدازه های دماوندند، و به گمان، به پیش از کواترنر بر می گردند(ایران نژادی، 1370).در بخش شمال باختری دماوند گدازه های جوان گستره زیادی را نسبت به گدازه های کهن تر می پوشانند. به همین سان، به طور حتم گدازه های شمال باختری ملار جوان ترند و ممکن است از دهانه مرکزی بیرون شده باشند. گدازه های باختری حاجی دلا هم با فاز جوان آتش فشانی هم آهنگی دارند، این گدازه ها از یک دهانه فرعی، جای گرفته در 4 کیلومتری شمال خاوری دهانه مرکزی، به بیرون راه یافته اند.بخش جنوب باختری مخروط اتش فشان به مراتب منظم تر از بخش شمال خاوری آن است.ریخت مخروط اتش فشانی بیانگر این حقیقت است که حاصل فعالیت ها منحصر به دهانه مرکزی نبوده است، بلکه دهانه جانبی نیز در ساختن مخروط نقش داشته اند. شماری دهانه جانبی در ارتفاعات بالای مخروط در سمت جنوب باختری و همچنین شمال خاوری آن جای دارد ولی فعالیت اصلی دماوند از دهانه مرکزی آن انجام پذیرفته است.

پتروگرافی دماوند

در ترکیب سنگ شناسی آتش فشان دماوند بر پایه میزان SiO2 و ترکیب کانی شناختی سه گروه سنگی زیر قابل تفکیک هستند:الف-سنگ های بازیکب-سنگ های حدواسطج-سنگ های اسیدیحجم سنگ های آتش فشانی ترکیب حد واسط دارند و مقدار سنگ های بازیک از سایر سنگ ها کمتر است. مرز میان سنگهای حدواسط و اسیدی در سنگ های آتش فشان دماوند تدریجی است.الف-سنگ های بازیک:این سنگها در محدوده های پلور(جنوب باختر قله دماوند) نینه در دامنه خاوری و پل ورکوه (در فاصله بیشتری نسبت به تینه در جنوب خاوری) دیده می شوند.سنگ های بازیک نسبت به دیگر سنگ های دماوند قدیم تر هستند، آن چنان که می توان گفت نخستین گدازه های دماوند از ترکیب بازیک داشته اند، زیرا که در روی سنگ های بازیک منطقه پلور مقدار کمی گدازه های حدواسط (تراکی-آندزیت) دیده می شود (ایران نژادی 1370). چنین واقعیتی نیز در گدازه های بازیک پل ورکوه توسط الن باخ (1966) گزارش شده است. زیرا که گدازه های بازیک، تنها، در دامنه کم شیب دماوند (گاهی در فاصله دورتر ز مخروط (پل ورکوه) دیده می شوند و در جایی کهشیب مخروط، به نسبت تند میشود دیده نمی شوند، گدازه های بازیک به خاطر سرشت خود گسترش بیشتری دارند. گدازه های جوان توسط گدازه های جوان پوشیده شده اند ولی گدازه هیا جوان تر نتوانسته اند بطور کامل آنها را بزیر گیرند.

پتروگرافی سنگ های بازیک

الف-سنگ های بازیک منطقه پلور:این سنگها نسبت به دیگر سنگ های دماوند بازیک ترند و با توجه بهترکی کانی شناسیشان می توان به آنها آلکالی اولیوین بازالت گفت، دارای بافت پورفیریک با خمیره میکرولیتی هستند. خمیره سنگ ها گاهی حالت جریانی نشان میدهند.ترکیب کانی شناسی نمونه ای از این سنگ ها چنین است:1-فنوکریست ها(حدود 30% حجم سنگ) در برگیرنده نزدیک به 10% الیوین که در بیشتر موارد گزنومورف هستند اوژیت نزدیک به 20% آپاتیت حدود 1% است.2-خمیره سنگ (حدود 70% حجم سنگ) دربرگیرنده میکرولیت های پلاژیوکلاز از نوع لابرادوریت به درازای 5/0 میلی متر (حدود 35% )، اوژیت حدود 15/% ) آلکالی فلدسپات در پیکر انه های بسیار ریز در لابلای میکرولیت های پلاژیوکلاز (حدود 10%) کانی های اوپک و شیشه (حدود 10%) آپاتیت (کمتر از 1%) است.گاهی در این سنگها حفره هایی دیده می شوند که توسط بلورهای اتومورف کلسیت پرشده اند.ب- سنگ های بازیک منطقه تینه:این سنگها از نوع تراکی بازالت هستند در بالا و همچنین در زیر این گدازه ها سنگ های تراکی آندزیت دیده می شوند. (ایران نژادی 1370). ترکیب کانی شناختی نمونه ای از این سنگها چنین است.1)فنوکریست ها کانیهای اوژیت هستند که اغلب ائومورف اند و بیشترین درازای آن ها بهmm5/1 میر سد، بیوتیت که برخی از انها آثار خودرگی در خود دارند و همچنین تبدیل شدگی به منیتیت را نیز نشان میدهند. پلاژیوکلازها که هم نیم شدگی دارند و هم در پیرامون برخی از آنها آلکالی فلدسپات دیده می شد.آپاتیت.آنالیسم تنها در این سنگها گزارش شده اند (ایران نژادی 1370)2)خمیره شامل است برمیکرولیت های پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن، و سرانجام فلدسپات آلکالن، به مقدار کم و به حالت گزنومورف فضای میان بلورهای دیگر خمیره را پر کرده است.ب- سنگهای حدواسط:این سنگها شامل گدازه ها و سنگهای آذرآواری هستند وبیشتر حجم مخروط دماوند را تشکیل می دهند که ترکیب کانی شناختی تراکی آندزیت و تراکیت دارند.تغییرات سنگ شناسی و ژئوشیمیایی تراکی آندزیت ها و تراکیت ها تدریجی است و انواع حدواسط میان این دو فراوانند.

تراکی آندزیت

سنگ های تراکی آندزیتی گاهی تغییرات کوچک کانی شناختی و بافتی شناسی میدهند، نمونه وار در محدوده روستای تینه و کرف، تراکی آندزیت های هورنبلنددار (آلن باخت 1966، ایران نژادی 1370) و فاقد هورنبلند (ایران نژادی 1370) گزارش شده است. در زیر دو نمونه از این سنگها که مطالعه شده آورده می شود:فنوکریست ها 25%:1-پلاژیوکلاز و انورتوز 15% 2-اوژیت، هورنبلند، بیوتیت، اولیوین 10% (آلن باخ 1966).خمیره 1-پلاژیوکلاز 65%، 2-انورتوز، 3-شیشه 10%، 4-اپاکسنگ های تراکی آندزیت –تراکیت:این گونه سنگها حجم اصلی سنگ های حدواسط را تشکیل (در حقیقت حجم اصلی سنگ های دماوند) داده اند ودر جهات گسترش یافته اند.با در نظر گرفتن کانی های فرومنیزین که در تراکی آندزیت ها و تراکیت های دماوند یافت می شوند، می توان انواع فرعی برای هر دسته معرفی کرد که در زیر نام برده شده اند (ایران نژادی 1371).1-                  ترایک آندزیت بیوتیت اوژیت و اولیوین دار،2-                  تراکی آندزیت بیوتیت اوژیت دار،3-                  تراکی آندزیت بیوتیت، اوژیت هورنبلند دار4-                  تراکی آندزیت بیوتیت اوژیت هیپرستن دار،5-                  تراکیت بیوتیت اوژیت دار،6-                  تراکیت بیوتیت اوژیت هورنبلند دار7–                  تراکیت بیوتیت اوژیت هیپرستن دار 
مهم ترین مناطق آتش فشانی نئوژن-کواترنر در ایران به چند بخش دسته بندی می شود؟

منطقه دماوند، سهند، سبلان سیستان و بلوچستان، قروه – بیجار، تکاب-قره آغاج، کرمان، مناطق آتش فشانی ساوه، و ماکو، آتشفشان آرارات.

موقعیت جغرافیایی قله دماوند چیست؟

مخروط آتش فشان دماوند در خاور تهران و 60 کیلومتری (فاصله هوائی) آن دارای مختصات 52 درجه و 60 دقیقه و 24 ثانیه طول خاوری 35 درجه و 57 دقیقه و 0 ثانیه عرض شمالی است.

موقعیت ساختاری دماوند چگونه است؟

مخروط آتش فشان دماوند در خاور البرز مرکزی جای دارد. چنانچه البرز باختری و خاوری امتداد داده شوند، در محل دماوند این دو راستا از هم دور می شوند، رشته کوه های البرز در پیکر کمان، از علی آباد گرگان تا آستارا، به گرد دریای خزر کشیده شده است.